می ترسم ،مضطربم
و با آن که می ترسم و مضطربم
باز با توتا آخر دنیا هستم
می آیم کنار گفتگوئی ساده
تمام رویاهایت را بیدار می کنم
و آهسته زیرلب می گویم
برایت آب آورده ام،تشنه نیستی؟
فردا به احتمال قوی باران خواهد آمد.
تو پیش بینی کرده بودی که باد نمی آید
با این همه دیروز
پی صدایی ساده که گفته بود بیا،رفتم!
تمام راز سفرفقط خواب یک ستاره بود
خسته ام
می آیی همسفرم شوی؟
گفتگوی میان راه بهتر از تماشای باران است.
باران هم که بیاید
هی خیس از خنده های دور از آدمی،می خندیم،
وقتی دستمان به آسمان برسد
دیگر دست کسی هم به ما نخواهد رسید
غروب است
با آن که می ترسم
با آن که سخت مضطربم،
باز با تو تا آخر دنیا خواهم آمد.
سید علی صالحی
سلام حال همه ماخوب است
ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه
خیالی دورکه مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند.
از نو برایت می نویسم
حال همه ما خوب است.
اما توباورنکن.
سید علی صالحی