نمی دونم کجا گم شدم
در یک باغ بزرگ . زیر درخت تنهایم گذاشتی
در یک خیا بان پر رفت و آمد . دم در یک مغازه
زیر باران . زیر سایبان یک فروشگاه
در یک مهمانی. در رفت و آمد آدمهایی که هیچ کدامشان را نمی شناختم
....................
حالا که سالها از آن روزها گذشته
آمدم در باغ که تو مرا پیدا کنی. نبودی!
در خیابان گشتم هر چه گشتم تو را نیافتم
هر باران ترا بیادم می آورد . امابا هیچ بارانی نیامدی!
هر مهمانی را با یاد تو گشتم تو در هیچ جا نبودی
من باز هم تنها به دنبال تو گشتم
صدف