در این قبله سرشار،
مرا نمازی نیست
این یک حقیقت است
خداوند همه انسانها را در آرامش نیافرید .
در سرنوشت بعضی از ما کلمه آرامش نوشته نشده بود .
این ما هستیم که گاهی به اشتباه از بر می خوانیمش .
شاگرد های تنبل خدای بزرگ همیشه حتی وقتی احساس می کنند از
همیشه آماده ترند .
در آن لحظه خطا می کنند .
این قانون زیستن در زمینیست که نامش را دنیا نهادند و ما هر کدام
به جرمی به زندان دنیا گرفتار آمدیم.
و من آن لحظه که آزاد شوم شاید در سرزمین جدیدی به تمام آنچه
دوستش می داشتم و آرزوی لحظاتش برایم محال می نمود برسم .
دلم برات تنگ شده
ای سرخ گل تو بیماری
آن کرم نامریی
که پرواز می کند شب ها
در هیاهوی طوفان،
یافته است سبز لذت سرخت را
و عشق او تاریک و پنهان
تباه می کند عمرت را.
ویلیام بلیک
خدای بزرگم بارها خود را به من نشان داده بود .
من می دانستم .خوب می دانم که همیشه همراه من است .
با او مرا باکی از کویر و طوفان نیست .
در نهایت من پیروز خواهم شد .
درست است دیگر رویایی در کار نیست ،اما هنوز من هستم
خدا هست.
رویایی در کارنیست .من به تمام آرزوهایم هر چند محال در
واقعیت خواهم رسید .
خدایا برای همه چیز مثل همیشه و در تمام ساعاتم سپاسگزارم.