تبليغاتX
پایان رویا
 

    عید مبارک

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 23:56 توسط مرسده

 

                 دوستت می دارم

               اغلب به این معناست که:

             می خواهم تصاحبت کنم!

              عشق موجود نیست!

             در خواستش نمی توان کرد!

            می تواند ببالد،

            یا  بمیرد!

           دوستت دارم

           با تو قسمت می کنم

           با تو تحمل می کنم

           دوستت دارم.........

                                                   مارگوت بیکل

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 0:18 توسط مرسده |

 

     به طلوع جدیدی از خورشید کهن زندگی فکر کن.

     همان خورشیدی که سالهاست برای تو طلوع میکند .

     صبح ها به امید اینکه تو نگاهش کنی از پشت کو ه ها آمده.

     به آن امید که شادی تو را در صبحگاه دیگری از زندگی ات ببیند .

    سالها برای تو آمده و برای خاطر تو رفته .

    این بار هم بدان اگر رفته و اگر فردا می آید تنها یک علت دارد،

    

    و آن تو هستی

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 16:21 توسط مرسده

 

  این تلخی از شیرینی شکریست که بی محابا در فنجانم ریختی!

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 22:32 توسط مرسده |

برای بارانی شدن باید ابر شد ،بالا رفت ،آسمانی شد و آنوقت بارید ،

 

و این را به خاطر بسپاریم :از هر ابری باران نخواهد بارید.

 

بارانی باید.............

+ نوشته شده در شنبه ششم اسفند 1384ساعت 23:43 توسط مرسده |

بارون بهاری فقط بهار می باره و توی تابستون خشک از ابرهای آسمون

 

بعیده که بارون بخوای .اگر اینطور بشه که خیلی قشنگه اما اغلب قانون طبیعت حکمفرماست.

 

اینجا هم می تونه چهار فصل باشه همیشه نباید هوا بارونی و رویایی باشه .که اگر اینطور باشه

دیگه طبیعی نیست.

 

انسان برای رسیدن به رویاهاش نیازمند یک محرک درونی است . و برای آفرینش قشنگترین ها

نیازمند خود باوری و به خود رسیدنه .

 

اگر گاهی بارون بارید تعجب نکن .همه زیبایی بارون آن هم بهاری و پاییزی به گاهی اومدنشه.

 

اگر غیر این باشه کلاغ ها هر روز روی بام ها می شینن و آواز می خونن ،پس چرا همه

عاشق قناری و مرغ عشقن ،که اگر آنها هم فراوون بودن کلاغ و قناری معنا نداشت .

 

رویاها را باید باور کرد و اجازه دا د خود بارانی شوند و آنوقت ببارند حتی اگر

گاهی..................

 

+ نوشته شده در شنبه ششم اسفند 1384ساعت 23:27 توسط مرسده |

 

    بارانی باید

                  تا که

                          رنگین کمانی برآید

    

+ نوشته شده در شنبه ششم اسفند 1384ساعت 0:11 توسط مرسده |

گاهی وقتها برای نوشتن از رویاها اول باید واقعیت هارا به تصویر کشید .

 

زندگی سرشار است از رویاها که گاهی به واقعیات می پیوندند و زمانی رنگ

 

 

محال می پذیرند
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 15:53 توسط مرسده |

امروز روز خوبی بود . اما نمی دونم چرا دوباره به

اختیار با فکر تو داشتم خرابش می کردم .نمی دونم

چرا اما هر چی هست فقط دست من نیست این تویی که

 داری باعث عذاب من میشی .نمی دونم کجای کارم

اشتباه بود . دیدن تو ،از اول اشتباه بود شاید خیلی

مغرور بودم و خدا می خواست بوسیله ی تو بهم بگه

که اشتباهه نمیدونم به کی بد کرده بودم که این جوری

بهم بد کردی و اینهمه بهم دروغ گفتی  فقط اینو فهمیدم

 که خیلی خودت رو کوچک تر می دیدی .و من خیلی

بهت فرصت دادم ،بهت فرصت دادم تا بهم دروغ بگی

 ،نه یکی که خیلی خیلی بهم دروغ گفتی و فقط خودت

میدونی ،اینجوری بود که زیادی به خودت اعتماد

کردی و هر چی دروغ گفته بودی خودت بیشتر از من

 باورت شد .و من باعث این باور اشتباه بودم.

 

من تو رو با یه آدم مهم اشتباه گرفته بودم !!!!!!!

+ نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 23:29 توسط مرسده |