تبليغاتX
معجزه
گفت یافت می نشود گشته ایم ما/گفت انچه یافت می نشود انم ارزوست.
کشاورزی فقير از اهالی اسکاتلند فلمينگ نام داشت. يک روز، در حالی که به دنبال امرار معاش خانواده‌اش بود، از باتلاقی در آن نزديکی صدای درخواست کمک را شنيد، وسايلش را بر روی زمين انداخت و به سمت باتلاق دويد...
پسری وحشت زده که تا کمر در باتلاق فرو رفته بود، فرياد می‌زد و تلاش می‌کرد تا خودش را آزاد کند.
فارمر فلمينگ او را از مرگی تدريجی و وحشتناک نجات داد...
روز بعد، کالسکه‌ای مجلل به منزل محقر فارمر فلمينگ رسيد.
مرد اشراف‌زاده خود را به عنوان پدر پسری معرفی کرد که فارمر فلمينگ نجاتش داده بود.
اشراف زاده گفت: «می‌خواهم جبران کنم شما زندگی پسرم را نجات دادی.»
کشاورز اسکاتلندی جواب داد: «من نمی‌توانم برای کاری که انجام داده‌ام پولی بگيرم.»
در همين لحظه پسر کشاورز وارد کلبه شد.
اشراف‌زاده پرسيد: «پسر شماست؟»
کشاورز با افتخار جواب داد: «بله»
- با هم معامله می‌کنيم. اجازه بدهيد او را همراه خودم ببرم تا تحصيل کند. اگر شبيه پدرش باشد، به مردی تبديل خواهد شد که تو به او افتخار خواهی کرد...
پسر فارمر فلمينگ از دانشکدة پزشکی سنت ماری در لندن فارغ التحصيل شد و همين طور ادامه داد تا در سراسر جهان به عنوان سِر الکساندر فلمينگ کاشف پنسيلين مشهور شد...
سال‌ها بعد، پسر همان اشراف‌زاده به ذات الريه مبتلا شد.
چه چيزی نجاتش داد؟ پنسيلين
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 17:21  توسط فایزه  | 

*به داداشم ميگم:خيلي دوست دارم.ميگه:چيه باز پول ميخواي؟

ميگم :پ نه پ يهو عاشق ريش و سبيلت شدم.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*دارم چايي ميخورم داغ داغ سوختم.بابام ميگه:سوختي؟
ميگم:پ نه پ رفتم مرحله بعد.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*زنگ زدم 118 ميگم:نيما حق دوست.ميگه:شمارشو ميخواي؟
ميگم:پ نه پ خودمو معرفي ميكنم اسم شما چيه؟
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*به همكارم ميگم همين الان يه فيلم دانلود كردم.ميگه:از تو اينترنت؟
ميگم:پ نه پ از تو كانال كولر،اتفاقا پهناي باندشم زياده،قطعي هم نداره.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*عاقد سر سفره عقد؛عروس خانم وكيلم؟پ نه پ دكتري!دعوتت كرديم سطح مجلس بره بالا!
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*ميخوام برم خونه چشمام قرمزه...به رفيقم ميگم چشمام قرمزه؟ميگه:آره،ميخواي همينجوري بري؟
ميگم:پ نه پ وايميستم سبز شه بعد حركت ميكنم.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*اومدم خونه زنم ميگه:اومدي خونه؟بهش ميگم:پ نه پ علم پيشرفت كرده
من الان سركارم،اين كپي ژنتيكيمه،فرستادم كارام رو انجام بده.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*بهش ميگم:ديگه ميخوام ازت جدا شم.ميگه:اين حرف آخرته؟ميگم:پ نه پ
اين خلاصه اي بود از اخبار ايران و جهان،لطفا به ادامه خبر توجه فرماييد.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*به استادم ميگم لطفا كمكم كنيد دارم مشروط ميشم.ميگه:نمره ميخواي؟
گفتم:پ نه پ نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاكي كه بايد بريزم به سرم رو ميخوام.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
رفتم كارخونه بابام به منشيش ميگم:بابام هست؟ميگه:آره ميخواي بري تو؟
گفتم:پ نه پ فقط ميخواستم آمارشو بگيرم يه وقت شيطوني نكنه.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*مادر دانش آموز اومده مدرسه...معلم بهش ميگه با بچتون رياضي تمرين كنين...ميگه تو خونه؟
پ نه پ تو زمين خاكي...اكثر قهرمانا از زمين خاكي شروع كردن.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*به داداشم ميگم مگس نشسته رو مانيتور،ميگه:بكشمش؟
ميگم:پ نه پ بهش بگو بياد عقب وگرنه چشماش ضعيف ميشه.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*رفتم مغازه ميگم آقا اين پنير سوراخ سوراخه پنير ليقوانه؟
ميگه:پ نه پ خط دفاع پرسپوليسه.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*مستند حيات وحش ميديدم،دوستم ميگه اون شير سفيده ميگن نادره درسته؟
ميگم:پ نه پ اون اكبر داداششه،نادر رفته نون بگيره.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*داشتم چايي ميخوردم،قند پريد تو گلوم.دارم خفه ميشم دست و پا ميزنم.بابام ميگه:داري خفه ميشي؟ميگم:پ نه پ داشتم ورزش هوازي ميكردم بلكه چربي شكمم آب بشه.
+++++++++++++++++++++++++++

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 18:39  توسط فایزه  | 

من یار مهربانم

دانا و خوشبیانم

هم اهل طنز و تاریخ

هم اهل داستانم

گاهی پلیسی و گاه

محبوب عاشقانم

گاهی قلمبه و گاه

باریک و کم توانم

بسته به نرخ کاغذ

ارزانم و گرانم

این روز ها به هر حال

یک عالمه تومانم

تا در بیایم از چاپ

درآمدست جانم

دیگر همین خلاصه

بسیارمو فلانم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 18:12  توسط فایزه  | 

در سرزمینی که سایه ی ادمهای کوچک بزرگ شد

در آن سرزمین افتاب در حال غروب است!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 14:45  توسط فایزه  | 

هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز را که درازترین شب در طول سال است ، مردم با دغدغه ای بنام خرید سپری کرده اند ولی این پایان راه نیست.

عمرتون صد شب یلدا/ دلتون قدر یه دنیا/ توی این شبهای سرما/ یادتون همیشه با ما/ دل خوش باشه نصیبت/ غم بمونه واسه فردا…

چند ساعت بیشتر به آخر پاییز نمونده، جوجه هاتو شمردی!؟
شب یلدا مبارک

میان دوستـــان افتاده ای تک / رخت هندونه ،زلفت عین پشمک!
برایت می زنم اینک پیامک / شب یلدای تو ای گــــــل! مبارک!
حتی طولانی ترین شب نیز به خورشید می رسد . . .

بیا ای دل کمی وارونه گردیم ، برای هم بیا دیوونه گردیم ، شب یلدا شده نزدیک ای دوست
برای هم بیا هندونه گردیم شب یلدا مبارک

تو میری و من فقط نگاهت می کنم ، تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم ، بی تو یک عمر
فرصت برای گریستن دارم ، اما برای دیدن تو همین یک لحظه باقیست ،
تا یلدایی دیگر انتظارت را خواهم کشید

تو خوبی!
تو بهترینی!
تو تکی!
.
.
.
.
اینم از هندونه شب یلدات. بذارشون تو یخچال خنک شه ! یلدا مبارک!

قیمت پماد سوختگی شب یلدا خیلی خیلی بالا میره.
اگه نگرفتی زود تر بخرش شاید هندوانه ای که گرفتی سفید در بیاد هااا
اون وقت لازمت میشه!!!

چون تیر رها گشتـه ز چلّـه شده ایم
مهمان شمــا در شب چله شده ایم
از برکت ایـن سفــره ی الــوان شم
تا خرخره خورده،چاق و چلّـه شده ایم

همهً شب های غم آبستن روز طرب است
یوسف روز ز چاه شب یلدا آید

عمرتون صد شب یلدا
دلتون قدر یه دنیا
توی این شبهای سرما
یادتون همیشه با ما
دل خوش باشه نصیبت
غم بمونه واسه فردا

بین چگونه قناری ز شوق می لرزد
نترس از شب یلدا بهار آمدنی است

آماده باش
.
.
.
.
فردا روز بزرگیه روزی که منتظرش بودی
چشم همه به تو
خیلی روت حساب کردم فردا شمرده میشی

من دارم می رم، فکر نکنم دیگه همدیگر رو ببینیم
منو فراموش نکن و به خاطر تمام بدی هام منو ببخش
از طرف پاییز - یلدا مبارک

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن راباید جشن گرفت
یلدایتان مبارک

روی گل شما به سرخی انار ، شب شما به شیرینی هندوانه ، خندتون مانند پسته و
عمرتون به بلندی یلدا . شب یلدا مبارک

شادیتون صد شب یلدا دلتون قد یه دریا توی این شبای سرما یادتون همیشه با ما
یلدا مبارک . .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 14:28  توسط فایزه  | 

به نام خدایی که در همین نزدیکی است ...

سلام .....

امروز یعنی ۲۷ آذر ماه وبلاگم به دنیا اومده

خیلی خوشحالم تو این پست میخوام اول یه جشن تولد بگیرم دوست دارم عمر وبلاگم زیاد و دوستاراش زیادتر باشن

حالا

تولدددددددد تولدد دددددددددد تولدت مباااااااااااااارک

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 13:13  توسط فایزه  |